نظريه رشد اخلاقی کارول گيليگان

نظريه رشد اخلاقی کارول گيليگان

نظريه رشد اخلاقی کارول گيليگان
نظريه رشد اخلاقی کارول گيليگان

نظريه رشد اخلاقی کارول گيليگان

يكي از همكاران كلبرگ به نام كـارول گيليگـان , كـه او نيـز اسـتاد روانشناسـي در دانشـگاه هاروارد است, بر اين باور است كه تأكيد نظر پياژه و كلبرگ در رشد اخلاقي كه مبتني بر اصـول عقلاني و انتزاعي دربارة عدالت است، بيشتر مناسب حال مردان است امـا نگـرش زنـان بـه مسـئله اخلاق عمدتاً بر امور شخصي و ابراز عواطف و مراقبت از خود و ديگران (به ويـژه افـراد محبـوب آنان) استوار است. بههمين دليل, بهنظر گيليگان, وقتي كه رشد اخلاقي آنان بـا آزمونهـاي اخلاقـي عدالت محور كولبرگ سنجيده ميشود، در سطحي پايينتـر از مـردان قـرار مـي گيرنـد .

گليگان نظريه ي خود را در  انتقاد از کلبرگ به دليل جبهه گيري او بر عليه زنان، ابراز داشت، او متذکر شد که کلبرگ مراحل خود را انحصارا از طريق مصاحبه با پسران تدوين کرده و براين باور بود که اين امر، اشکارا بيانگر توجيهي مردانه از قضيه است.
براي مردان ، افکار اخلاقي پيشرفته ، در حول قواعد، حقوق و اصول مجرد انتزاعي دور مي زند و نقطه ي ايده ال همان عدالت رسمي است که در ان، فرد سعي مي کند تا در ارزشيابي ادعاهاي همه ي طرف هاي درگير ، بي طرف بماند.
براي زنان اخلاق بر محور حقوق و قواعد متمرکز نيست بلکه بر روابط بين فردي و نظام اخلاقي مبتني بر همدردي ، شفقت و ترحم استوار است.
عدالت رسمي از ديدگاه زنان، ايده ال به حساب نمي ايد بلکه روش هاي پيوند جويانه و ارتباطي زندگي است که ايده ال محسوب مي شود.

نظریه تحول اخلاقی کلبرگ که می توان آن را پژوهشی به دنبال نظریه تحولی پیاژه دانست، توالی و مراحلی در مورد رشد اخلاقی ارائه می کند که این نظریه سه سطح و شش مرحله دارد به طور کل که به این ترتیب است:
*سطح اول:اخلاق پیش قراردادی
-مرحله اول:جهت گیری اطاعت و تنبیه
-مرحله دوم:فرد گرایی و مبادله
**سطح دوم:اخلاق قراردادی
-مرحله سوم:ارتباطات میان فردی خوب
-مرحله چهارم:حفظ نظم اجتماعی
***سطح سوم:اخلاق فراقراردادی
-مرحله پنجم:قرارداد اجتماعی و حقوق فردی
-مرحله ششم:اصول جهانی
با رشد شناختی فرد رشد اخلاقی هم تحول پیدا می کند،اما یکی از نکاتی که در این نظریه به چشم می خورد این است که اغلب زنان تا مرحله سوم می آیند و این اغلب مردان هستند که در مراحل چهارم و پنجم قرار می گیرند.گیلیگان که خود پژوهشگر همراه کلبرگ بود با تمرکز بر این نکته مقاله و بعد کتابی منتشر کرد مبنی بر این که نظریه کلبرگ دارای محوریت مردانه است و تحول اخلاقی زنان متمایز از آن است.به عقیده وی اخلاق در زنان و دختران بر محور حقوق و قواعد متمرکز نیست بلکه بیشتر بر روابط بین فردی و یک نظام اخلاقی مبتنی بر همدردی و ترحم استوار است.گیلیگان بعد از این انتقاد به فلسفه نظریه کلبرگ، مراحلی برای تحول اخلاقی زنان ارائه می دهد که محوریت آن بر روابط بین فردی و فداکاری است که شامل سه سطح و دو گذرگاه است:
-سطح اول : بقای فردی
*گذرگاه اول:خودمحوری به سوی مسئولیت پذیری
–سطح دوم : ارزش قائل شدن برای فداکاری
**گذرگاه دوم:حرکت از فداکاری به سمت عزت نفس
—سطح سوم : اخلاق بدون خشونت 
به نوشتة شافر (۱۹۹۶ ،صفحات ۵۸۳ و ۵۸۴ )، اين نظر گيليگـان را روان شناسـان ديگـر مـورد تحقيق قرار داده و غالباً به اين نتيجه رسيده اند كه تفاوتي اساسي در مراحل رشد اخلاقـي پسـران و دختران مشاهده نمي شود، اما دختران در آزمون كولبرگ غالباً يك مرحله پايينتر از پسران همسـال خود قرار مي گيرند (گيبز و همكاران, ۱۹۸۴؛ رِست, ۱۹۸۶؛ فريدمن و فريدمن, ۱۹۸۷؛ واكر, ۱۹۸۹ و ۱۹۹۱؛ دامون و هارت, ۱۹۹۲ ,اسكو و ديسنر, ۱۹۹۴؛ واكر و همكاران, ۱۹۹۵) . گيليگان مباحثي ديگر چون برتري زنان بر مردان در احساس مسؤوليت نسبت بـه نـوع انسـان و حساسـيت نسبت بهديگران و حقوق آنان را نيز مطرح كرده است (گيليگان, ۱۹۸۲ ,۱۹۸۴ ) اما اين نظريات او مورد تأييد تحقيقات ديگر قرار نگرفته است.
پيشنهاد ميكنم كه ديگر مطالب روانشناسي سايت را هم در بخش بحث هاي روانشناسي ببينيد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *