نقد و بررسی فیلم Birdemic Shock and Terror

نقد و بررسی فیلم Birdemic Shock and Terror

 

نقد و بررسی فیلم Birdemic Shock and Terror
نقد و بررسی فیلم Birdemic Shock and Terror

لینک فیلم در بانک اطلاعاتی فیلم ها (imdb)

 

نقد و بررسی فیلم Birdemic Shock and Terror

زمان یک ساعت و سی و سه دقیقه صرف تماشای این فیلم کردم. اما یک ساعت پایانی فیلم یکی از سخت ترین و حوصله سربر ترین ساعت هایی بود که داشتم. این فیلم داستان حمله ی عقاب های قاتل به مردم هست. اما اینقدر ناشیانه ساخته شده که انگار یک سری بچه ی ۱۰-۱۲ ساله اونو ساختن. کلا همه چی در مورد این فیلم ایراد داره! البته اینو باید بگم که سی دقیقه ی ابتدایی فیلم از فرط مزخرف بودن واقعا خنده داره و اگر به هر صورت تمایل به دیدن این فیلم دارین سی دقیقه ی اولش رو از دست ندین 🙂 .

من تا قبل از این فکر میکردم که فیلمی رو میتونم ببینم و تا آخر تحمل کنم. برای همین هم این فیلم رو تماشا کردم که خودم رو محک بزنم ؛ اما یک ساعت پایانی این فیلم اینقدر تحملش برام عذاب آور بود مثل اینکه نگاه کردنش برام یکجور شکنجه بود. یک ایده در ذهنم دارم : در نظر بگیرید که یکجایی زندانی باشید به جای شکنجه فیزیکی شمارو مجبور کنن اینجور چیزهارو تماشا کنید و اگر حواستون پرت بشه بهتون شک الکتریکی وارد بشه , به نظرم که شکنجه ی روانی خوبیه !

پیشنهاد میکنم این فیلم رو ببینید. میشه گفت که حداقل در مورد فیلم هایی که در موردشون غر میزنیم یکم امیدواری پیدا میکنیم.

پیام فیلم

کل فیلم برای این ساخته شده که دو تا پیام رو برسونه. اول اینکه سوخت های فسیلی باعث گلوبال وارمینگ میشن و برای کره ی زمین بد هست و دومی اینکه جنگ چیز بدیه و صلح خوبه. البته به خاطر تلاش برای رسوندن این دو پیام میشه یک مقدار اعتبار به این فیلم داد.

 

امتیازی که من به این فیلم میدم , کمترین امتیاز ممکن در جدول امتیاز های من , یعنی ۱ از ۱۰ هست.

از دسته ی نقد و بررسی فیلم میتونید نقد فیلم های دیگر رو هم مطالعه کنید.

نقد و بررسی فیلم The Expendables – یک اکشن بی مصرف !

نقد و بررسی فیلم The Expendables . یک اکشن بی مصرف مثل اسم فیلم!

 

نقد و بررسی فیلم The Expendables
نقد و بررسی فیلم The Expendables

لینک فیلم در بانک اطلاعاتی فیلم ها (imdb)

نقد و بررسی فیلم The Expendables

فیلمی از سیلوستر استالونه. یک فیلم بی منطق و اعصاب خورد کن! از جلوه های کامپیوتری غیر واقعیش گرفته تا داستان کلیشه ای و چیپش. در این فیلم بازیگران مختلف فیلم های اکشن رو میبینیم اما چیزی که نمیبینیم یک اسکرین پلی درست و حسابی هست. اما سوال اینجاست :

چه چیزی در The Expendables باعث ایجاد یک فیلم مزخرف و چیپ شده است؟

درواقع همه چیز! از استفاده از بهانه های مسخره برای تیر اندازی و بزن بزن گرفته تا جاخالی دادن از همه ی گلوله های دشمن , همون یک تنه یک لشکر رو شکست دادن. داستان ضعیف و تکراری که سرجمع ۵ دقیقه صرف نوشتنش نشده. درواقع اگر به یک کارگر ساختمانی میگفتن با توجه به اخبار روز یک داستان برای یک فیلم اکشن بنویسه , مطمئنم خیلی از داستان این فیلم بهتر میشد. این فیلم سراسر بهانه ای برای نمایش دادن اکشن هست. اونم نه اکشنی که دیدنش لذت بخش باشه , بلکه یک اکشن که با بازی ضعیف بازیگران و کارگردانی ضعیف از چیزی که میتونست باشه بدتر هم شده. یکی از نکته های آزار دهنده ی فیلم جلوه های ویژه ضعیف اون هست. استفاده از افکت خون کامپیوتری به جای خون مصنوعی در صحنه , کیفیت پایین آتش و تیر اندازی ها , اغراق فراوان در انفجار ها و …

 

چه چیزی باعث فروش و محبوبیت فیلم های اکشن چیپ میشه؟

درواقع من در عجبم چرا افراد علاقمند به دیدن اینجور فیلم ها هستند. بازار تقاضا برای اونها وجود داره که در قدم اول ساخته میشند. یکی از دلایل میل افراد به دیدن خشونت هست.  فانتری ها  اینه که خود رو جای شخصیت های اصلی قرار بدند و از این طریق میل به دیدن خشونت یا انجام خشونت در خود رو ارضا کنند. قطعا آیندگان به حال  پرفروش های هنر کنونی غبطه خواهند خورد… .

البته قطعا اینطور نیست که همه ی فیلم های اکشن بد باشند. در آینده فیلم های اکشن دیگه رو بررسی خواهم کرد که واقعا شاهکار هستند… .

 

امتیازی که من به این فیلم میدم ۴ از ۱۰ هست.

از دسته ی نقد و بررسی فیلم میتونید نقد فیلم های دیگر رو هم مطالعه کنید.

نقد فیلم split به همراه تحلیل روانشناسانه و تمامی ایراد های فیلم

در اینجا نقد فیلم split رو برای شما آماده کردم . این فیلم داستان مردیست با ۲۳ شخصیت متفاوت. سه شخصیت سرکوب شده در میان این بیست و سه شخصیت (پاتریشیا یک زن کنترلگر – کوین یک مرد وسواسی – و یک بچه ی ۹ ساله ) کنترل ذهن رو بر عهده میگیرن و هدف اونها زمینه سازی برای بروز شخصیت بیست و چهارم به نام هیولا هست. برای این هدف کوین سه دختر رو میدزده و در محل زندگی خودش ( که کاملا آماده سازی شده برای این کار ) زندانی میکنه. هدف قربانی کردن این دختران برای بروز هیولا هست.

نقد فیلم split
نقد فیلم split

اگر میخواهید اطلاعات بیشتری راجب اختلال چند شخصیتی پیدا کنید این لینک رو در ویکیپدیا مطالعه کنید.

 

نقد فیلم split

خب حالا بریم سر اصل مطلب یعنی نقد فیلم split . نویسنده و کارگردان این فیلم ام نایت شامالان در طی سال های اخیر به دلیل ساخت فیلم های بد و کم ارزش اعتبار خودش رو در سینما از دست داده بود اما با ساخت این فیلم یک درجه در جهت بازیابی اعتبارش پیشرفت کرده. نه به جهت اینکه نویسندگی یا کارگردانی خوبی انجام داده باشه و یا اینکه این یک فیلم قابل قبول باشه , بلکه به این جهت که نسبت به فیلم های قبلی خودش که افتضاح های تمام عیار بودن بهتر عمل کرده.

مهم ترین نکته در مورد ساخت فیلم های روانشناسانه , قابل قبول بودن اونها از نظر روانشانسی هست. اما متاسفانه اکثر فیلم هایی که مردم فکر میکنند روانشناسانه هستند در واقع چیزی بیشتر از یک تصور عامیانه در مورد روانشانسی نیستند. از قضا یک نویسنده ی عامیانه هم اونها رو نوشته نه یک متخصص در این کار . اینجور فیلم ها نه تنها علمی نیستند بلکه به علم هم توهین میکنند.

تحلیل رواشناسانه

وقتی من به عنوان یک روانشناس این فیلم رو نگاه کردم اینطور برعکس نشان دادن چیزی مثل اختلال چند شخصیتی برام بسیار مضحک بود. ایده ی فیلم خوبه اما اینکه در فیلم شخصیت پیرزن که مثلا جایگاه علمی داره , بیاد از یک موضوعی مثل فرا انسان بودن چند شخصیتی ها ( که هیچ پایه و اساس علمی ای نداره و هیچ طرفداری هم در جوامع علمی نداره ) دفاع کنه و در سمینار ها شرکت کنه, کل داستان رو از نظر روانشناسی مردود میکنه.

پس این فیلم از روانشناسی و یک اختلال روانشناسانه که برای جامعه جالب هست استفاده میکنه که خودش رو یک فیلم روانشناسانه نشون بده و همزمان هیجان و کشمکش داشته باشه و مخاطبان رو جذب کنه , اما در هردوی موارد مردود میشه. چرا که نه تنها موضوع فیلم هیچ جنبه ی علمی ای نداره بلکه از نظر سینمایی هم کارگردانی فیلم در بعضی صحنه ها بسیار بد هست. به طور مثال به چند نمونه در بخش پایین اشاره میکنم.

ایرادات موجود در فیلم

– کیسی وقتی بی سیم دستش میفته اینقد غیر واقعی بازی میکنه که قابل تحمل نیست. در این موقع که با آدم ربا درگیر میشه و با بی سیم حرف میزنه نباید جیغ بکشه؟ یا حداقل با اضطراب حرف بزنه؟ اینقد ریلکس حرف میزنه که کل فیلم رو میبره زیر سوال.

-وقتی پیرزن با قدرت در اول فیلم ظاهر میشه و خودش رو یک آدم مستقل و با اعتماد به نفس نشون میده اما در آخر فیلم تبدیل به کسی میشه که نه تنها هیچ قدرتی نداره بلکه وابستگی شدید به بیماراش داره و به خاطر اونها هر کاری حاظره بکنه .

-دخترا روزهاست که جدا از هم زندانی هستند هیچ کاری انجام ندادن یهو تصمیم میگیرن که اتاق هایی که در اون زندانی هستند رو بگردن و چیزی برای فرار پیدا کنن. پس این چند روز یه نگاه هم به اطرافشون ننداخته بودن؟

-پیرزنه مگه میدونست قراره زندانی شه تازه تو همون اتاق که دسمالش رو لای در گذاشت؟

-پیرزنه داره قبل از اینکه بمیره رو کاغذ مینویسه که اسم کاملش رو صدا کنید که شخصیت اصلی جایگزین بشه . طبق چه منطقی خودش این رو روی کاغذ نوشت و این کارو نکرد؟

-آخر فیلم متوجه میشیم که مخفیگاه آدم ربا همون محل کارش , باغ وحش فیلادلفیا با اون عظمت و اون همه کارکنان هست. حال چطور این آدم ربا موفق شده که در محل کارش اون اتاق های مخصوص آدم ربایی آماده کنه. و در آخر هم یکی از راه میرسه و میاد کیسی رو از قفس بیرون میاره یعنی ام نایت شامالان واقعا به شعور مخاطب توهین میکنه!

-این آدم ربا در عرض چند ثانیه لباساش رو عوض میکنه هم خیلی رو اعصاب هست.

-این یکی دیگه خیلی واسم خنده دار بود 😀 وقتی کیسی تو آمبولانسه دقت کنید چقد شیک مجلسی آرایش کرده با موهای اتوکشیده!!! این تازه از روزها شایدم هفته ها آدم ربایی نجات پیدا کرد چرا الان اینقد تمیز شد ؟ 😀

 

ولی خب حضور بروس ویلیس آخر فیلم و اشاره به فیلم مشترکش با شامالان -Unbreakable (2000)- واقعا تهش بود ارزش همه ی چرت بودن فیلم رو داشت 😀 .

امتیازی که من به این فیلم میدم ۶ از ۱۰ هست و دیدنش رو برای سرگرمی توصیه میکنم.

بعد از خوندن این نقد پیشنهاد میکنم که ویدئوی پایین رو هم که توسط مووی سینز تهیه شده تماشا کنید. مووی سینز ایراد های جالبی از فیلم ها پیدا میکنه و اونها رو شرح میده.

از دسته ی نقد و بررسی فیلم میتونید نقد فیلم های دیگر رو هم مطالعه کنید.

نقد The Walking Dead فصل هفتم قسمت سوم و چهارم

نقد The Walking Dead فصل هفتم قسمت سوم و چهارم

 

نقد The Walking Dead فصل هفتم قسمت سوم و چهارم
نقد The Walking Dead فصل هفتم قسمت سوم و چهارم

نقد The Walking Dead فصل هفتم قسمت سوم و چهارم

قسمت سوم زندانی شدن درل. چرا باید نیگان به یکی که دشمن خونیش هست یک جا و مقام عالی پیشنهاد کنه؟ که بعدا بهش خیانت کنه؟ مثل اون صورت سوخته که بعدا بهش خیانت میکنه. یعنی هیچ آدم روانی یا حتی برعکس زاهد و نیکوکاری هم اینکارو نمیکنه. جز برای اینکه روند مزخرف سریال از این مزخرف تر پیش بره دلیل دیگه ای نداره. و اون داستان صورت سوخته و زنش که برای هیچکس اهمیتی نداره. این معرفی که از نیگان میشه در طول فیلم به مسخره ترین بد من تاریخ کل سریال های جهان تبدیل شده. چون از طرفی باید طبق قوانین ای ام سی رفتار کنه و پاشو از گلیمش دراز تر نکنه و از طرفی به شخصیت های اصلی هم اجازه نداره آسیب برسونه و بکشتشون مثلا درل.

قسمت چهارم باج گیری نیگان. ریک به یک دختر کوچولوی آزار دیده تبدیل میشه که دیدنش هم غیر قابل تحمله اینقدر این ایده مزخرف هست. بعد از ۶ فصل در مورد ریک حالا یهو این رفتار های جدید رو ازش میبینیم. دو دستی همه ی تفنگ هاشون رو تقدیم میکنن هیچ کدوم از این افراد بعد از ۶ فصل در اون دنیا یعنی به این نتیجه نرسیدن که تفنگ هارو باید قایم کنن بعد از اون اتفاق با نیگان؟ جز برای اینکه روند سریال پیش بره و از قبل غیر قابل باور تر بشه.

بعد هم نیگان میاد مبل ها رو بار میزنه تو یه صحنه میبینیم. و بعد تشک هارو. اینها هم بعد از اون کنار هم روی زمین میخوابن.بابا تشک هاشونو بردن پتو بالش هاشون رو که نبردن درضمن الان چی شد که تصمیم گرفتن همه کنار هم تو گاراژ بخوابن؟ (این رو در ادامه میبینیم). واقعا سریال مضحکی هست 😀

در ادامه نقد قسمت پنجم و ششم فصل هفتم

نقد سریال The Walking Dead فصل هفت دو قسمت اول

نقد سریال The Walking Dead فصل هفت دو قسمت اول

نقد سریال The Walking Dead فصل هفت دو قسمت اول
نقد سریال The Walking Dead فصل هفت دو قسمت اول

 

به بررسی کلی این دو قسمت  میپردازیم. خب جدا از اینکه کل این سریال روند بسیار خسته کننده ای داره و جز یکی دو قسمت در هر فصل دیگه بقیش وقت پر کردن هست ولی به هر حال برای وقت گذزوندن ارزش دیدن داره. در زیر خلاصه ای از داستان فصل رو مینویسم به همراه اینکه اون قسمت چطور ارزیابی میشه. البته با توجه به اینکه ای ام سی اعلام کرده که واگینگ دد احتمالا برای همیشه ادامه پیدا میکنه !!! پس همیشه وقتی قراره اتفاقی برای شخصیت های اصلی داستان بیفته یه جوری در میرن! یعنی اینقدر خسته کنندس که وقتی اتفاقی میفته ما میدونیم که اینها چیزیشون نمیشه. مگر کسایی که دیگه واقعا خسته کننده شدن و محبوبیتی ندارن مثل گلن و ابراهام.

نقد سریال The Walking Dead فصل هفت دو قسمت اول

قسمت یک که در ادامه ی اتفاق فصل قبل هست که مشخص میشه کی قراره بمیره. ابراهام و گلن. یک اتفاق که کلا توی دو دقیقه باید اتفاق می افتاد اندازه ی یک قسمت طولش میدن. تازه تاکینگ دد این قسمت رو هم اگر ببینید حدودا یک ساعت هست که به جرات میتونم بگم اینقدر چرت گفتن و تعریف کردن از یک سریال متوسط به پایین رو تاحالا ندیدم. توی فصل قبل یکبار گلن رو کشتن و دوباره زندش کردن یعنی از مزخرف ترین اتفاقات ممکن.

قسمت دوم معرفی کینگدم یا پادشاهی. البته معرفی پادشاهی جالب بود ولی اینکه اینقدر سریال به کرول اهمیت میده , بسیار سخیف هست. این زن باید خیلی قبل از این از سریال حذف میشد. در آخر هم کینگ ازیکیل میاد و تمام حقیقت امر رو بهش میگه که در باغ وحش کار میکرده و … . آخر چرا باید بیاد بهش حقیقت رو بگه؟ برای اینکه نجاتش بده ؟ در ادامه به ما میگن که جمعیت پادشاهی از همه جاهای دیگه بیشتره . پس چرا باید اینکارو بکنه اونم درست بعد از اشنایی؟ داستان این فیلم هرچقدر جلوتر میبره بسیار غیر واقعی تر میشه حتی در دنیای زامبی ها.

در ادامه نقد قسمت سوم و چهارم فصل هفتم