راه حل نصب نشدن برخی پکیج ها در CentOs

راه حل نصب نشدن برخی پکیج ها در CentOs

Centos

راه حل نصب نشدن برخی پکیج ها در CentOs

 

وقتی با دستور wget قادر به دریافت برخی پکیج ها نیستیم باید به دنبال پکیج های ممنوع شده برای نصب بگردیم. این پکیج ها را در فایل های زیر میتوانیم مشاهده کنیم و حذف کنیم :

با مشاهده فایل کانفیگ wget به آدرس زیر ( با nano میتوانیم آن را مشاهده کنیم.)

  • etc/yum.conf

و یا :

  • فایل های داخل /etc/yum.repos.d

با حذف کردن موارد در تناقض میتوانیم پکیج های مورد نظر را نصب کنیم.

 

آموزش های بیشتر در مورد لینوکس را میتوانید در صفحه ی آموزش لینوکس مشاهده نمایید.

red hat

نظريه رشد اخلاقی کارول گيليگان

نظريه رشد اخلاقی کارول گيليگان

نظريه رشد اخلاقی کارول گيليگان
نظريه رشد اخلاقی کارول گيليگان

نظريه رشد اخلاقی کارول گيليگان

يكي از همكاران كلبرگ به نام كـارول گيليگـان , كـه او نيـز اسـتاد روانشناسـي در دانشـگاه هاروارد است, بر اين باور است كه تأكيد نظر پياژه و كلبرگ در رشد اخلاقي كه مبتني بر اصـول عقلاني و انتزاعي دربارة عدالت است، بيشتر مناسب حال مردان است امـا نگـرش زنـان بـه مسـئله اخلاق عمدتاً بر امور شخصي و ابراز عواطف و مراقبت از خود و ديگران (به ويـژه افـراد محبـوب آنان) استوار است. بههمين دليل, بهنظر گيليگان, وقتي كه رشد اخلاقي آنان بـا آزمونهـاي اخلاقـي عدالت محور كولبرگ سنجيده ميشود، در سطحي پايينتـر از مـردان قـرار مـي گيرنـد .

گليگان نظريه ي خود را در  انتقاد از کلبرگ به دليل جبهه گيري او بر عليه زنان، ابراز داشت، او متذکر شد که کلبرگ مراحل خود را انحصارا از طريق مصاحبه با پسران تدوين کرده و براين باور بود که اين امر، اشکارا بيانگر توجيهي مردانه از قضيه است.
براي مردان ، افکار اخلاقي پيشرفته ، در حول قواعد، حقوق و اصول مجرد انتزاعي دور مي زند و نقطه ي ايده ال همان عدالت رسمي است که در ان، فرد سعي مي کند تا در ارزشيابي ادعاهاي همه ي طرف هاي درگير ، بي طرف بماند.
براي زنان اخلاق بر محور حقوق و قواعد متمرکز نيست بلکه بر روابط بين فردي و نظام اخلاقي مبتني بر همدردي ، شفقت و ترحم استوار است.
عدالت رسمي از ديدگاه زنان، ايده ال به حساب نمي ايد بلکه روش هاي پيوند جويانه و ارتباطي زندگي است که ايده ال محسوب مي شود.

نظریه تحول اخلاقی کلبرگ که می توان آن را پژوهشی به دنبال نظریه تحولی پیاژه دانست، توالی و مراحلی در مورد رشد اخلاقی ارائه می کند که این نظریه سه سطح و شش مرحله دارد به طور کل که به این ترتیب است:
*سطح اول:اخلاق پیش قراردادی
-مرحله اول:جهت گیری اطاعت و تنبیه
-مرحله دوم:فرد گرایی و مبادله
**سطح دوم:اخلاق قراردادی
-مرحله سوم:ارتباطات میان فردی خوب
-مرحله چهارم:حفظ نظم اجتماعی
***سطح سوم:اخلاق فراقراردادی
-مرحله پنجم:قرارداد اجتماعی و حقوق فردی
-مرحله ششم:اصول جهانی
با رشد شناختی فرد رشد اخلاقی هم تحول پیدا می کند،اما یکی از نکاتی که در این نظریه به چشم می خورد این است که اغلب زنان تا مرحله سوم می آیند و این اغلب مردان هستند که در مراحل چهارم و پنجم قرار می گیرند.گیلیگان که خود پژوهشگر همراه کلبرگ بود با تمرکز بر این نکته مقاله و بعد کتابی منتشر کرد مبنی بر این که نظریه کلبرگ دارای محوریت مردانه است و تحول اخلاقی زنان متمایز از آن است.به عقیده وی اخلاق در زنان و دختران بر محور حقوق و قواعد متمرکز نیست بلکه بیشتر بر روابط بین فردی و یک نظام اخلاقی مبتنی بر همدردی و ترحم استوار است.گیلیگان بعد از این انتقاد به فلسفه نظریه کلبرگ، مراحلی برای تحول اخلاقی زنان ارائه می دهد که محوریت آن بر روابط بین فردی و فداکاری است که شامل سه سطح و دو گذرگاه است:
-سطح اول : بقای فردی
*گذرگاه اول:خودمحوری به سوی مسئولیت پذیری
–سطح دوم : ارزش قائل شدن برای فداکاری
**گذرگاه دوم:حرکت از فداکاری به سمت عزت نفس
—سطح سوم : اخلاق بدون خشونت 
به نوشتة شافر (۱۹۹۶ ،صفحات ۵۸۳ و ۵۸۴ )، اين نظر گيليگـان را روان شناسـان ديگـر مـورد تحقيق قرار داده و غالباً به اين نتيجه رسيده اند كه تفاوتي اساسي در مراحل رشد اخلاقـي پسـران و دختران مشاهده نمي شود، اما دختران در آزمون كولبرگ غالباً يك مرحله پايينتر از پسران همسـال خود قرار مي گيرند (گيبز و همكاران, ۱۹۸۴؛ رِست, ۱۹۸۶؛ فريدمن و فريدمن, ۱۹۸۷؛ واكر, ۱۹۸۹ و ۱۹۹۱؛ دامون و هارت, ۱۹۹۲ ,اسكو و ديسنر, ۱۹۹۴؛ واكر و همكاران, ۱۹۹۵) . گيليگان مباحثي ديگر چون برتري زنان بر مردان در احساس مسؤوليت نسبت بـه نـوع انسـان و حساسـيت نسبت بهديگران و حقوق آنان را نيز مطرح كرده است (گيليگان, ۱۹۸۲ ,۱۹۸۴ ) اما اين نظريات او مورد تأييد تحقيقات ديگر قرار نگرفته است.
پيشنهاد ميكنم كه ديگر مطالب روانشناسي سايت را هم در بخش بحث هاي روانشناسي ببينيد.

نظریه هویت جیمز مارسیا

نظریه هویت جیمز مارسیا

نظریه هویت جیمز مارسیا
نظریه هویت جیمز مارسیا

بحث هویت اریکسون به نحو جدی در روانشناسی شروع شد. نگاهی که اریکسون به هویت داشت دربرگیرنده هستی شناسی و وجودی فرد هم بود یعنی فرد در هستی کیست؟ در ارتباط با انسان ها و به عنوان یک انسان کیست؟ اریکسون در این مفهوم از هویت که آن را روان شناختی کرد مفهوم احساس تعهد را به کار می برد، برای جهت گیری هایی که فرد در هویتش پیدا می کند، جهت گیری های جنسی، شغلی، ارتباط های میان فردی، عضویت گروهی، تعلق پذیری فرد به قومیت به خصوصی و جامعه، آرمان های اخلاقی، سیاسی و مذهبی و فرهنگی که دنبال می کند، که اریکسون به این زمینه ها در مسأله هویت توجه زیادی داشت.

تقریباً اصطلاح جدایی – تفرد را اریکسون راجع به نوجوانی مطرح می کرد. با این اعتقاد که نوجوانی با یک پله بالاتر از نظر تحولی – تکاملی، یک گونه ای کودکی است. همان گونه که کودک دست یافتنش به بعضی توانش های مستقل ساز باعث می شود که روند جدایی از مادر و والدین را دنبال کند و این جدا شدن از آن ها می تواند به او تفرد دهد و یا تشخص دهد، اریکسون معتقد بود که در خصوص نوجوانی هم چنین اتفاقی می افتد، نوجوان با توانایی هایی که پیدا می کند سعی می کند که از سلطه والدینی (اصطلاحی که در روانشناسی به کار می رود) بیرون آید، هم چنان وابستگی هایی به آن ها دارند، هنوز تصمیم گیری ها کم و بیش بر عهده والدین است یا حداقل باید با آن ها مشورت کند، انتخاب ها هنوز به لحاظ اقتصادی و نوع معیشت و زندگی وابسته به آن هاست. در عین حال توانش های زیاد روانی و فیزیکی نوجوان، او را به سمت جدا شدن سوق می دهد. این فرایند را اریکسون از Body image شروع یعنی گم گشتگی نقش و یک جور حیرت و سردرگمی در خصوص داشتن نقش.

اریکسون معتقد بود که شکل گیری هویت به فرد تشخص یکپارچه ای می دهد، با خودش یکسان می شود و به یک انسجام نسبی شخصیتی دست می یابد.

تعهد به این تشخص، به این چارپوب مندی می تواند به فرد کمک کند که آن تشخص و هویت استقرار یافته اش به عنوان مرجع عملش به حساب آید، مرجع کنترل او باشد و در حقیقت فرد دائم خودش را ارزیابی می کند، یک جور Self assessment مدام وجود دارد. به نظر اریکسون پیامد شکل گیری هویت مطلوب از نظر تحولی با قضاوت های فردی مناسب در مورد خود، احساس انسجام و یکپارچگی درونی، داشتن ظرفیت خوب برای عمل کردن مربوط است.

اصطلاح بحرانی به دو معنی به کار می رود :

  1. فرایند searching و جستجوگری است، فرایند کنجکاوی و اکتشاف بدین معناست، فرد بعد از فرایند searching است که به تعهد و تشخص و هویت دست پیدا می کند.
  2. اما یک معنای دیگر آن در حالت بلاتکلیفی باقی ماندن است. این معنای دوم را ممکن است فرد در خصوص انتخاب شغل، داشتن الگوهای دوستی، تمایلات جنسی، تشخص مذهبی، ارزش های اخلاقی و اجتماعی، هدف هایی که دنبال می کند و ظرفیت های بین فردی و اجتماعی اش داشته باشد.  اگر که در این انتخاب ها بحران ادامه پیدا کند و حالت نوعاً مرضی به خود بگیرد می تواند این اشکالات به وجود آید: اشکال در دنبال کردن هدف های درازمدت، تردید بسیار در انتخاب های شغلی، نداشتن الگوهای مناسب دوستی، درگیر شدن در نابهنجاری ها و رفتارهای نامناسب جنسی،  نگرانی های زیاد نسبت به شناخت های مذهبی، فرهنگی و سیاسی، عدم توجه به ارزش های اخلاقی، عدم رعایت الزامات و تعهدهای گروهی، داشتن دید منفی نسبت به خود، دیگران و اجتماع، فقدان پیگیری و پشتکار و اختلال در تنظیم رفتار یا در اصطلاح رفتار Self Regolation .

به نظر مارسیا بحرانی که در مقطع تشخص طلبی اتفاق می افتد یعنی بحرانی که در نوجوانی روی می دهد ربط خیلی وسیعی دارد به این که فرد در مرحله قبل تحول را چگونه پشت سر گذاشته است. مارسیا در این جا کمی شبیه به اریکسون و شاید کمی از او تندتر قائل است که افرادی که در مراحل قبلی تحول ناکام باقی مانده باشند شانس زیادی برای به دست یابی تشخص و هویت مستقل و مثبت ندارند. یکی از زمینه هایی که به موجب آن مارسیا شهرت پیدا کرده است، تلاشی است که برای عملی کردن  operational هویت انجام داده است، برای این که بتواند آن را قابل اندازه گیری کند. برای انجام این کار مارسیا مفهومی را در خصوص هویت مطرح کرده به نام پایگاه هویت Identity status.

مارسیا در بحث از هویت این اصطلاح را مبنای خود قرار داد تا بتواند مقوله هویت را تفکیک، دسته بندی و اندازه گیری کند و تشخص های مختلفی را معرفی کند. او در روند شکل گیری هویت دو مفهوم اساسی را مطرح می کند:

Crisis یعنی بحران

Commitment یعنی تعهد

بحران، داینامیک است یعنی در مرحله بودن، در فرایند شدن و فرایند بودن است. تعهد، ایستا و ثابت است. بنابراین، بحران یا تکاپو برای هویت یابی و رسیدن به هویت است. مارسیا مطرح می کرد براساس این که افراد در کدامیک از این دو روند (بحران و تعهد) در شکل گیری هویت شان باشند می تواند چند پایگاه هویتی وجود داشته باشد: مارسیا بحران را به جستجوی هویت در زمینه های اجتماعی می گفت. در زمینه هایی که الگوهایی وجود دارند، نقش هایی وجود دارد، انتظاراتی وجود دارد، مناسک و سننی وجود دارد، آداب و انگارهای فردی، فرهنگی، اجتماعی، قومی وجود دارد، فرد در این زمینه زندگی می کند.

فرد در زمینه چنین الگوهایی شروع می کند به جستجو کردن، تکاپو در این زمینه را بحران می گویند. علایق، استعدادها و جهت گیری های خود را در این بطن و بافت دنبال کرده و تأمل می کند. یکی از مهم ترین مناط های این روند مسئله testing  و experiment است. یعنی تجربه های مکررنقش. آن چیزی که در هویت یابی بهنجار تلقی می شود و در نظریه اریکسون و کلاً در روانشناسی بهنجار است این است که دوره نوجوانی دوره سیر و تکاپوست یعنی دوره تعادل طلبی است نه تعادل. دوره هویت خواهی است نه داشتن هویت. یعنی در واقع دوران بحرانی است، در مقابل این بحران تعهد به اتخاذ تصمیم های نسبتاً پایدار گفته می شود.

انواع پایگاه هویت در نظریه هویت جیمز مارسیا

  1. اول کسانی که بحران را طی می کنند یعنی در واقع searching را انجام می دهند، اکتشاف می کنند، جستجو گری می کنند، پرسش گری و انتخاب گری می کنند، اعمال رأی و نظر می کنند و این بحران را پشت سر می گذارند و به هویت مشخصی با ثبات نسبتاً پایدار دست پیدا می کنند. که به این دسته پایگاه هویت دست یافته می گفت: achievement (بالغ و رسیده). این ها احساس مثبت و قوی نسبت به هویت دارند و رفتارشان معنادار است چون چارچوب معیاری برای رفتار دارند و جهت مندی مشخص برای رفتار دارند.
  2. دسته دوم کسانی هستند که در حال گذار هستند، در حال توسعه هستند. بنابراین درگیر بحران هستند. تکاپوگری می کنند و در زمینه نقشه هایی که اشاره شد در حال تجربه هستند. مارسیا به این ها پایگاه تعلیق یا به تأخیر انداخته moratorium کی گفت. این افراد هنوز به تعهد نرسیده اند و در روند اول یعنی حالت بحرانی هستند. در نگاه مارسیا دلایل این تأخیر موجه است یعنی فرد هنوز می خواهد testing کند، هنوز می خواهد اکتشاف کند، هنوز می خواهد نقش ها را تجربه کند وهنوز فکر می کند الگویی که با چارچوب باورمندی اش مثلاً با انتخاب گری اش مطابقت کند پیدا نکرده است. بنابراین، این پایگاه هویت هم در کل مثبت تلقی می شود چون فرد در راه است
  3. پایگاه هویتی سوم را که اصطلاحاً وقفه، بازداری یا ضبط هویتی می گویند. فرد در مرحله تعهد قرار دارد یعنی به مرحله تعهد رسیده بدون این که مرحله بحرانی را پشت سر گذاشته باشد. به تعبیر دیگر این افراد اکتشاف گری نکرده اند، جستجو نکرده اند، از انتخاب شان استفاده نکرده اند و از مقام پرسش گری به پاسخ و تعهد نرسیده اند. تعهدشان خودیافته و دست یافته نیست، بلکه الگوهای متعین بیرونی کلیشه ای هستند که این ها به دلیل ظرفیت های انفعالی آن ها را قبول کرده اند. بنابراین بدون بحران به تعهد رسیده اند. افرادی که به طور کلی هم نوا و هم رنگ و مقلد باشند و همانند سازی های زیادی انجام دهند در این رده قرار می گیرند. این ها تیپ های مختل هویتی تلقی می شوند یعنی هویت شان در ضبط دیگری رفته، بازداری شده است.
  4. کسانی هستند که نه در حال طی کردن بحران اند یعنی نه در مقام پرسش گری، تکاپو، جستجو و یافتن اند و نه تعهد مشخصی پیدا کرده اند. این ها را دچار پایگاه confuse یا پراکنده می داند که عقاید مشخصی ندارند و جهت گیری های مبهمی دارند و چون تعهد هم ندارند و بی قید و فاقد نظارت زندگی می کنند.

دسته اول، اکتساب هویت یا هویت موفق یا هویت دست یابی :

که به استقلال ایمنی دست پیدا کرده اند، به ثبات رفتاری رسیدند، جهت مندی معینی در زندگی پیدا می کنند و دارند، رفتارشان عقلانی است (عقلانیت رفتاری بر آن ها حاکم است). فرد سیستم فکری و عاطفی یکسانی با خودش شکل داده است. تفرد یا فردانیت درونش شکل گرفته Self control و Self management که مورد تأیید دیگران باشد در او وجود دارد. واقع گراست و می بیند که قضاوت دیگران در موردش چیست و آن قضاوت ها را درونی می کند. تعهد روشنی بعد از پرسش گر ی و جستجو پیدا کرده، قدرت انعطاف و سازگاری دارد، متفکر، درون نگر، و دارای تفکر منطقی است. مطابق معیارهای درونی خودشان عمل می کنند البته این به معنای بی اعتنایی به بیرون نیست یعنی ارزش ها را هنجاریابی کرده و با هنجارها انطباق داده اند، و انتخاب کرده اند به درون برده اند. بنابراین هم نوایی می کنند و هم نوایی شان فعال است، به جای سازش سازگاری می کنند.

قضاوت مستقل نسبت به عقاید دیگران دارند، در سطح اخلاق قراردادی اگر که کولبرگی بگوییم قرار دارند، اعتماد به نفس زیاد دارند، اضطراب کم دارند. مازلو هم در انگیزه های رشد و افراد درگیر انگیزه های رشد خیلی از این صفات را ذکر می کند.

دسته دوم ، وقفه هویت و تعلیق هویت :

افراد ایمنی هستند، بنابراین نگران از search نیستند، یعنی نگران از این که چیزی دیر می شود نیستند، اما اگر این تداوم پیدا کند ممکن است که این به تعویق افتادن نوعی بلاتکلیفی به این ها نشان دهد و کم کم به نوعی سرگردانی در نقش منتهی شود. به این ترتیب در دوره نوجوانی این  searching مثبت است. وقتی که هم چنان در پایانش ادامه داشته باشد منفی می شود. در برقراری روابط صمیمانه در عین حال که قدرش را می دانند موفق نیشتند.رقابت طلب، مضطرب، حرّاف، دست خوش تعارض و دوگانگی هستند.

دسته سوم، از هویت بازداری شده اند یا به اصطلاح ضبط هویتی شده اند

این افراد ناایمن هستند و بنابراین نگران اند، تردید نمی کنند و شک در آن الگوهایی که ارائه می شود به خودشان راه نمی دهند، سعی می کنند با دلبستگی های هر چه زودتر و در واقع ناپخته آن تعلق را حفظ کنند (یعنی آن تعلقی که به آن ها ایمنی می دهد). فرد درست است که آزد است ولی نگران است. بعضی ها از آزادی بیشتر نگران می شوند، بعد حاضر می شوند یک بخش از این آزادی و تفردش را بدهد ولی آن اضطراب و ناایمنی را که دارد کم شود. اریکسون معتقد بود در جامعه فئودالیسم درست است که فرد آزادی ندارد ولی حلقه های ایمنی ساز زیاد بوده و این در دوره جدید از دست رفته.

هابز مطرح می کند در نیازهای بشری مثلاً صلح و امنیت از آزادی مهم تر است. در نگاه مازلویی هم این طور است. در نگاه مازلویی فقط فردی دنبال آزادی می رود که آن دغدغه های پیشین تأمین شده باشند.

به نظر اریک فروم شخصیت های اقتدارگر از کسانی هستند که از آزادی می گریزند. که منظورش شخصیتی است مه دوتا وجه دارد هم Social dominance یعنی هم سلطه گر اجتماعی است و هم  Social submissive  دارد یعنی هم سلطه پذیر اجتماعی است (برای مثال در آلمان هیتلر در واقع نماینده بخش سلطه گرشان بود که خودشان نداشتند. خودشان سلطه پذیرانه یکی را ترغیب می کردند که بخش سلطه گرشان را دنبال کند).

این افراد چه اعمال زور کنند و چه زور بشنوند از طریق وابسته شدن به قدرت، به قول اریک فروم ایمنی تأمین می کنند یعنی اگر من زور داشته باشم و دیگران از من تبعیت کنند من ایمن هستم. اگر هم زور نداشته باشند با آدم زورمند هم نوا شوم و همانند سازی کنم آن هم نوایی ایمنی مرا تأمین می کند. برای کسانی که ایمنی مهم تر است استقلال رأی و آزادی شان را فدای این ایمنی می کنند. برخی ویژگی ها که ممکن است همیشه در ساخت شخصیت شان نشان داده شود عبارتند از:

پرهیز از جستجو، کشف و دنبال گری، پرهیز از انتخاب ارادی و فعال، نداشتن من مستقل، فقدان اهمیت تشخص مستقل، تقریباً مسأله شان استقلال نیست. به وسیله دیگران هدایت و کنترل می شوند، به اصطلاح مارسیا جهت شان درونی نیست و بیرونی است، کنکاش نمی کنند، تردید نمی کنند، سؤال نمی کنند، شک نمی کنند، استقلال و اعتماد به نفس نشان نمی دهند. دوستان، والدین و مشخصاً مراجع قدرت عامل اصلی متعین رفتارشان است.

هم خوانی شخصیتی را از طریق این هم رنگ و هماهنگ شدن ها به دست می آورند و با این حال ممکن است دچار تعارض های درونی باشند و رفتارهای impulsive و تکانه ای انجام دهند. عقاید مذهبی را می پذیرند و دارند، ممکن است عقایدشان شکل صوری و خرافی داشته باشد، به نظم و قانون اعتقاد راسخی دارند، و از همه هنجارهایی که مراجع قدرت تعیین می کنند تبعیت می کنند. به شدت از پذیرش مسئولیت فردی و قبول مسئولیت انتخاب خودشان اجتناب دارند و می گریزند.

دسته چهارم، هویت مغشوش و یا پراکنده :

در خصوص بلاتکلیفی فرد است. به حالتی در فرد اطلاق می شود که نامتعین و مبهم است، تعهد وجود ندارد و اگر وجود دارد کم است، رفتارشان شکل دم غنیمتی به خودش می گیردیعنی به گونه ای هدونیستیک و لذت گرایانه.

نقش های اجتماعی یا تجربه نمی شوند یا تجربه می شوند و کنار گذاشته می شوند راجع به آن ها تصمیم گرفته نمی شود، اکتشاف و انتخاب یا وجود ندارد یا روند ثابتی را دنبال نمی کند، عزت نفس، سازگاری، خودکنترلی و خودفرمانی بسیار کمتری نسبت به سه تا گروه دیگر در آن ها دیده می شود. از دریافت اطلاعات که تعادل شان را به هم می زند اجتناب می کنند، و تصمیم گیری ها را مکرر در آن حوزه لذت گرایانه به تأخیر می اندازند. از ویژگی های آنان می توان به این موارد اشاره کرد:

در حقیقت ناراضی، فقدان صمیمیت، امکان وجود تعصب، دگماتیسم یا جزمی گرایی ، غیرمنعطف و نداشتن اعتماد در روابط اجتماعی. آزمونی را که می توان هویت افراد را با آن سنجید extended objective measure of identity astatuse، مقیاس عینی گسترش یافته هویت من نام دارد.

 

پيشنهاد ميكنم كه ديگر مطالب روانشناسي سايت را هم در بخش بحث هاي روانشناسي ببينيد.

مدل معادلات ساختاری چيست ؟

مدل معادلات ساختاری

از جمله تحلیل‌های همبستگی، تحلیل ماتریس کوواریانس یا ماتریس همبستگی است. با توجه به هدف تحقیق و تحلیل‌هائی که روی این ماتریس صورت می‌گیرد به دو دسته اصلی تقسیم می‌شود: تحلیل عاملی Factor Analysis و مدل معادلات ساختاری Structural equation model, SEM . هر دو این تحلیل‌ها از طریق نرم افزار لیزرل قابل انجام است.
مدل معادلات ساختاری یا Structural Equation Model یک ساختار علی خاص بین مجموعه‌ای از سازه‌های غیرقابل مشاهده است. یک مدل معادلات ساختاری از دو مولفه تشکیل شده است: یک مدل ساختاری که ساختار علی بین متغیرهای پنهان را مشخص می‌کند و یک مدل اندازه‌گیری که روابطی بین متغیرهای پنهان و متغیرهای مشاهده شده را تعریف می‌کند.

گام‌های انجام تحقیق با تکنیک مدل‌یابی معادلات ساختاری

۱- شناسایی متغیرهای اصلی تحقیق

۲- تهیه پرسشنامه برای سنجش متغیرها : تعیین گویه‌های سنجش هر متغیر اصلی

۳- تدوین فرضیه های تحقیق: تعیین روابط میان متغیرهای اصلی مدل

۴- طراحی مدل مفهومی براساس فرضیه‌های تحقیق

۵- توزیع پرسشنامه‌ها و گردآوری داده‌ها

۶- طراحی مدل ساختاری و اجرای مدل با نرم افزار LISREL

متغیر پنهان و متغیر قابل مشاهده
سازه‌ها یا متغیرهای پنهان و متغیرهای مشاهده شده دو مفهوم اساسی در تحلیل‌های آماری بویژه بحث تحلیل عاملی و مدل‌یابی معدلات ساختاری هستند. متغیرهای پنهان که از آنها تحت عنوان متغیر مکنون نیز یاد می‌شود متغیرهائی هستند که به صورت مستقیم قابل مشاهده نیستند. برای مثال متغیر انگیزه را در نظر بگیرید. انگیزه فرد را نمی‌توان به صورت مستقیم مشاهده کرد و سنجید. به همین منظور برای سنجش متغیرهای پنهان از سنجه‌ها یا گویه‌هائی استفاده می‌کنند که همان سوالات پرسشنامه را تشکیل می‌دهند. این سنجه‌ها متغیرهای مشاهده شده هستند. برای مثال سخت‌کوشی، حضور به‌موقع در محل کار، حساسیت به انجام کار و مواردی از این دست متغیرهای قابل مشاهده برای متغیر پنهان انگیزش هستند.

طراحی یک مدل معادلات ساختاری

طراحی یک مدل معادلات ساختاری با ذکر یک مثال توضیح داده می‌شود. برای نمونه در پژوهشی رابطه سه متغیر پنهان A,B,C بررسی می‌شود. رابطه علی بین این متغیرها به این صورت در نظر گرفته شده است:
۱- متغیر پنهان A یک متغیر مستقل است و بر هر دو متغیر پنهان B و C تاثیر دارد.
۲- برای سنجش متغیر پنهان A از دو متغیر قابل مشاهده A1 و A2 استفاده شده است.
۳- برای سنجش متغیر پنهان B از دو متغیر قابل مشاهده B1 و B2 استفاده شده است.
۴- برای سنجش متغیر پنهان C از سه متغیر قابل مشاهده C1 و C2 و C3 استفاده شده است.

مدل معادلات ساختاری
مدل معادلات ساختاری

مدل کلی معدلات ساختاری از الگوی شکل ۲-۳ پیروی می‌کند. قوانین این الگو عبارتند از:
۱- هر بیضی در مدل معادلات ساختاری نشان‌دهنده یک متغیر پنهان است.
۲- هر مستطیل در مدل معادلات ساختاری نشان‌دهنده یک متغیر قابل مشاهده است.
۳- از هر متغیر پنهان(بیضی) به هر متغیرقابل مشاهده(مستطیل) پیکانی وجود دارد که با نماد λ نشان داده می‌شود. به λ وزن‌های عاملی یا بار عاملی گفته می‌شود. طبق گفته کلاین بارهای عاملی بزرگتر از ۰٫۳ نشان‌دهنده با اهمیت بودن رابطه است.
۴- هر مقدار ε نیز نشان‌دهنده خطا در پیش بینی متغیرهای پنهان از یکدیگر است.
۵- ضریب رابطه علی بین دو متغیر پنهان مستقل و وابسته با γ نشان داده می‌شود.
۶- ضریب رابطه علی بین دو متغیر پنهان وابسته با β نشان داده می‌شود.

بار عاملی (Factor Loading)

قدرت رابطه بین عامل (متغیر پنهان) و متغیر قابل مشاهده بوسیله بار عاملی نشان داده می‌شود. بار عاملی مقداری بین صفر و یک است. اگر بار عاملی کمتر از ۰٫۳ باشد رابطه ضعیف درنظر گرفته شده و از آن صرف‌نظر می‌شود. بارعاملی بین ۰٫۳ تا ۰٫۶ قابل قبول است و اگر بزرگتر از ۰٫۶ باشد خیلی مطلوب است. (کلاین، ۱۹۹۴)
بار عاملی در شکل با λ نشان داده شده است. در تحلیل عاملی متغیرهائی که یک متغیر پنهان (عامل) را می‌سنجند، باید با آن عامل، بار عاملی بالا و با سایر عامل‌ها، بار عاملی پائین داشته باشند. در نرم‌افزار لیزرل بار عاملی از طریق گزینه Standardized solution از لیست Stimates محاسبه می‌شود.
جهت بررسی معنادار بودن رابطه بین متغیرها از آماره آزمون t یا همان t-value استفاده می‌شود. چون معناداری در سطح خطای ۰٫۰۵ بررسی می‌شود بنابراین اگر میزان بارهای عاملی مشاهده شده با آزمون t-value از ۱٫۹۶ کوچکتر محاسبه شود، رابطه معنادار نیست و در نرم افزار لیزرل با رنگ قرمز نمایش داده خواهد شد.

 

تحلیل مسیر چیست ؟

تحلیل مسیر چیست ؟

سول رایت (Sewall Wright) تحلیل مسیر را به عنوان روشی برای مطالعۀ تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهایی که علت گرفته شده‌اند در متغیرهایی که معلول فرض شده‌اند ساخت و پرداخت. باید در نظر داشت که از تحلیل مسیر برای کشف علت‌ها استفاده نمی‌شود بلکه این روش در مورد مدل‌هایی به کار می‌رود که بر مبنای دانش و ملاحظات نظری تدوین شده باشند. به قول رایت:

«… روش ضریب‌های مسیر به منظور انجام دادن این وظیفۀ ممتنع که روابط علّی را از ارزش‌های ضریب‌های همبستگی بیرون کشد به وجود نیامده است. بلکه منظور از این روش ترکیب اطلاعات کمّی مأخوذ از ضریب‌های همبستگی با اطلاعات کیفی موجود دربارۀ روابط علّی به صورتی است که یک تفسیر کمّی حاصل شود (۱۹۳۴).»

تحلیل مسیر
تحلیل مسیر

 روش تحلیل مسیر برای آزمون نظریه سودمند است نه ایجاد آن.

 

اصطلاحات و مفاهیم کلیدی

مدل مسیر. مدل مسیر دیاگرامی است که متغیرهای مستقل، میانجی یا واسطه‌ای و وابسته را به هم مرتبط می‌کند. پیکان‌های یک‌طرفه نشان دهندۀ علّیت بین متغیرهای برونزا یا واسطه‌ای و متغیرهای وابسته هستند. پیکان‌ها عبارت‌های خطا را هم به متغیرهای درونزا مخصوص خود مرتبط می‌کنند. پیکان‌های دو طرفه نشان دهنده همبستگی بین جفت‌های متغیرهای برونزا هستند.

متغیرهای برونزا و درونزا. متغیرهای برونزا توسط هیچ‌کدام از متغیرهای موجود در مدل تبیین نمی‌شوند بلکه عوامل مؤثر بر آنها خارج از مدل قرار دارند. آنها متغیرهای مستقل مدل هستند. در مدل مسیر هیچ پیکان یک طرفه‌ای به سمت این نوع متغیرها وجود ندارد. متغیرهای درونزا توسط متغیرهای موجود در مدل تبیین می‌شوند. این متغیرها شامل متغیر وابسته و متغیرهای میانجی  می‌شوند و از طریق پیکان‌های یک طرفه که به سمت آنها می‌آیند می‌توان آنها را شناخت.

ضرایب مسیر. ضریب مسیر یک ضریب رگرسیون استاندارد (بتا) است که اثر مستقیم یک متغیر مستقل روی یک متغیر وابسته را در مدل مسیر نشان می‌دهد. بنابراین زمانی که مدل دو یا چند متغیر علّی دارد، ضرایب مسیر ضرایب رگرسیون پاره‌ای هستند که میزان تأثیر یک متغیر روی متغیر دیگر را با کنترل سایر متغیرها در مدل اندازه می‌گیرد. برآوردهای مسیر می‌توانند توسط رگرسیون حداقل مجذورات یا بیشینه درست نمایی برآورد شوند.

عبارت‌های خطا. عبارت‌های خطا واریانس تبیین نشده توسط متغیرهای موجود در مدل بعلاوه خطای اندازه‌گیری را نشان می‌دهند. عبارت خطا برابر است با ۱-R۲.

اثرات مستقیم و غیرمستقیم. ضرایب مسیر می‌توانند برای تجزیه همبستگی بین دو متغیر به اثرات مستقیم و غیرمستقیم استفاده شوند. اثرهای غیرمستقیم مستلزم متغیرهای میانجی است.

روش برآورد

می‌توان از روش حداقل مجذورات معمولی (OLS) در تحلیل رگرسیون چندگانه برای برآورد پارامترها استفاده کرد. امّا روش برآورد بیشینه درست نمایی روش مرسوم مورد استفاده است. این روش علاوه بر برآورد هم‌زمان پارامترها، شاخصهای برازشی فراهم می‌کند که در تحلیل رگرسیون چندگانه وجود ندارد. بیشینه درست نمایی روشی است که در نرم‌افزارهای مدل‌سازی معادلات ساختاری مانند LISREL و AMOS استفاده می‌شود.

مفروضات

  1. روابط بین متغیرها خطی است.
  2. خطاهای مربوط به متغیرهای درونزاد با متغیرهای پیش‌بین کننده آنها همبستگی ندارند.
  3. تنها یک جریان علّی یک‌راهه در مدل وجود دارد. این مدل را بازگشتی (recursive) می‌نامند. این مفروضه تنها در مورد رگرسیون چندگانه صادق است. زمانی که از روش بیشینه درست نمایی استفاده شود می‌توان مدل‌های غیربازگشتی را هم مورد آزمون قرار داد.
  4. عدم هم خطی چندگانه. هم خطی چندگانه به وجود همبستگی بالا بین متغیرهای پیش‌بین موجود در مدل اشاره دارد. وجود هم خطی چندگانه موجب بیش برآورد خطاهای استاندارد ضرایب، برآوردهای ضرایب تحریف شده و مشکل در همگرایی روش برآورد بیشینه درست نمایی می‌شود.
  5. متغیرها دست کم بر حسب مقیاس فاصله‌ای یا تقریباً فاصله‌ای اندازه‌گیری شده‌اند. برای متغیرهایی که مقیاس اسمی دارند باید از کدگذاری تصنعی استفاده شود.
  6. متغیرها بدون خطا اندازه‌گیری شده‌اند.
  7. نرمال بودن چند متغیره. اگر از رگرسیون چندگانه برای برآورد ضرایب مسیر استفاده شود تنها نیاز به مفروضه نرمال بودن باقی‌مانده‌ها وجود دارد. روش بیشینه درست نمایی نیازمند نرمال بودن چندمتغیره است.

منابع:

میرز، گامست، و گارینو (۲۰۰۶). پژوهش چندمتغیری کاربردی (طرح و تفسیر). ترجمه شریفی و همکاران ۱۳۹۱. انتشارات رشد.

کرلینجر، پدهازر (۱۹۸۲). رگرسیون چندمتعیری در پژوهش رفتاری. ترجمه حسن سرایی ۱۳۸۶. انتشارات سمت.