نقد و بررسی کتاب بیگانه از آلبر کامو

نقد و بررسی کتاب بیگانه از آلبر کامو

 

دانلود کتاب بیگانه آلبر کامو

نقد و بررسی کتاب بیگانه از آلبر کامو

 

نقد و بررسی کتاب بیگانه از آلبر کامو

در اینجا با کتابی داستانی و سرگرم کننده رو به رو هستیم. داستان مردی اجتماع گریز که درک احساسات دیگران برایش مشکل است درنهایت به خاطر قتل یک نفر روانه ی زندان و محکوم به اعدام میشود. داستان به خودی خود سرگرم کننده هست البته تا زمانی که برچسب های ادبی و فلسفی و … به خود نگیرد. چرا که چندین اشکال اساسی دارد که ماهیت کل داستان را زیر سوال برده است. اما ابتدا به نکات مثبت بپردازیم در قدم اول کوتاه بودن داستان و کم بودن جزییات بیهوده یک نکته ی مثبت است. در باب ماهیت داستان هم میتوان گفت درکل جالب است فضای خوبی دارد و احساسات ما را تحت تاثیر قرار میدهد. اگر به صورت تخصصی به داستان نگاه نکنیم نمیدانیم که از شخصیت اصلی باید خوشمان بیاید یا بدمان بیاید؟ به صورت کلی اینطور داستان را میتوانیم تعریف کنیم که یک فردیست که دچار پوچی شده دچار بی لذتی شده به خدا اعتقادی ندارد و از آدم کشتن حس ندامت ندارد. بیشتر حالت اکنون خود را مد نظر دارد و پی راحتی حال حاضر خود است. در آخر هم حکم اعدامش می آید . ولی نکته ی جالب در مورد داستان همان صفحه ی آخر آن است که بلاخره شخصی که منتظر اعدام خودش هست شادی را در زندگی می یابد و در لحظه لذت می برد. بهترین جای داستان هم همان آخر داستان است.

اما نقد و بررسی کتاب بیگانه به صورت تخصصی

این کتاب را یک داستان فلسفی میدانند آن هم از فلسفه ی اگزیستانسیالیسم.اساسی ترین مشکل این فلسفه ها این است که هیچکدام علمی نیستند یعنی مثل علم روانشناسی نیست که مثلا روایی پایایی و اعتبار داشته باشند یعنی تا چه حد خصیصه ی مورد نظر خود (پوچی در اینجا) را میسنجند؟ قابلیت تکرار دارند؟ در مورد تمام انسان ها یکسان هستند ؟ و پرسش هایی از این دست که مکاتب فلسفی قادر به پاسخ آن نیستند. یعنی علمی نیستند و هرکسی هرنظری دارد من شما یا هر فرد دیگر میتواند تحت این فلسفه ها بگوید و راهی هم برای سنجشش نیست. درست مثل همه ی چیزهایی که این آقایان گفته اند و نظر شخصی خودشان بوده است و نه چیزی که در مورد همه ی انسان ها بتوان آن را به کار برد.

اما برگردیم به تحلیل داستان از دیدگاه روانشناسی. روانشناسی علم مطالعه ی رفتار و فرایند های ذهنی هست پس اینجور داستان ها را به خوبی میتواند بسنجد. ما با یک فردی رو به رو هستیم که اختلال شخصیت ضد اجتماعی دارد. طبق گفته های نویسنده و بنابر معیار های DSM-5 برای اختلال شخصیت ضد اجتماعی این شخص از ویژگی های زیر برخوردار است

فرد با پیش نگرفتن رفتار های قانونی، هنجار های اجتماعی را رعایت نمی کند، و این موضوع را تکرار ارتکاب اعمال مجرمانه ای که به دستگیری او منجر می شوند نشان می دهد .

فرد بدون فکر و بلافاصله بر اساس امیال ناگهانی خود عمل می کند یا نمی تواند از پیش برنامه ریزی کند.

زود رنج، زود خشم، و تحریک پذیر، یا پرخاشگر است، و این موضوع را تکرار دعواها یا تهاجم های فیزیکی نشان می دهند.

با کارهای خطرناکی که انجام می دهد، ایمنی خود یا دیگران را رعایت نمی کند .

پشیمانی و عذاب وجدان ندارد ، و این موضوع را بی تفاوتی او نسبت به ناراحت کردن دیگران، بدرفتاری با آنها، یا دزدیدن اموال آنها، یا تلاش برای توجیه این اعمال، نشان می دهند.

 

پس میدانیم که با یک شخصیت ضد اجتماعی سروکار داریم. مطالعات بیشماری روی افراد با این اختلال شخصیت انجام گرفته و نتیجه ی آن این شده که من یا هر مختصص دیگر در رشته ی روانشناسی میدانیم که انتظار چه رفتار ها و چه افکاری را از این شخص داشته باشیم . در واقع حتی میتوانیم رفتار او را در موقعیت های گوناگون پیشبینی کنیم. در اینجاست که بزرگترین ایراد به داستان وارد میشود. این چه شخصیت ضد اجتماعی هست که هرجا که رفته دقیقا با آب و تاب فضا را توصیف کرده است؟ به عنوان كسي كه آنتي سوشال است نویسنده به ظرافت صحنه هاي مختلف را از زبان او نقل كرده به طور مثال به بخش هايي كه شنا كردن با ماري را توصيف ميكند دقت كنيد. سراسر کتاب پر از همین تناقض هاست که نویسنده از یک طرف میخواهد افکار و رفتار یک انسان آنتی سوشال را تعریف کند از یک طرف دیگر ذوق هنری اش اجازه نمیدهد که به صورت شاعرانه ای فضا ها و احساسات درونی را تعریف نکند. و در ادامه به همین قائده میخوانیم که زیبایی ستاره ها را نقل میکند و یاد خاطرات خوش می افتد و تعریف میکند یعنی دارای فرایند های ذهنی یک فرد معمولی هست اما همزمان هیچ احساسی در مورد اینکه که در زندان است یا انتظار مرگ را میکشد, ندارد. به همین صورت این کتاب از نظر روانشناسی قابل قبول نیست و اعتبار منفی دریافت می کند.

و اما نتیجه گیری

 

همانطور که در ابتدا گفتم این یک داستان سرگرم کننده می باشد مادامی که با همین قالب به آن نگاه کنید. اما اگر به صورت تخصصی بخواهید آن را بخوانید ایراد های ذکر شده شاید عذاب آور شود.

امتیازی که من به این کتاب میدهم ۶ از ۱۰ می باشد. امتیاز های کم شده مربوط به ایراد های روانشناسانه ی داستان است.

همچنین اگر هنوز کتاب را نخوانده اید از این لینک میتوانید کتاب را دریافت کنید :

دانلود کتاب بیگانه آلبر کامو

دانلود کتاب بیگانه آلبر کامو

دانلود کتاب بیگانه آلبر کامو

دانلود کتاب بیگانه آلبر کامو
دانلود کتاب بیگانه آلبر کامو

دانلود کتاب بیگانه آلبر کامو

آلبر کامو نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌نگار الجزایری-فرانسوی‌تبار بود. او یکی از فلاسفهٔ بزرگ قرن بیستم و از جمله نویسندگان مشهور و خالق کتاب بیگانه است. کتاب معروف بیگانه توسط جلال آل احمد و علی اصغر خبره زاده ترجمه شده است.

کامو در الجزایر تحت استعمار فرانسه متولد شد. او در دانشگاه الجزیره تحصیل کرد و تا پیش از آنکه در سال ۱۹۳۰ گرفتار بیماری سل شود دروازه‌بان تیم فوتبال این دانشگاه بود. در سال ۱۹۴۹ پس از آنکه کامو از جنبش «شهروند جهانی» گری دیویس جدا شد یک اتحادیهٴ بین‌المللی را تأسیس کرد که آندره بروتون نیز یکی از اعضای آن بود. شکل‌گیری این گروه، به گفته خود کامو، بر اساس «محکوم کردن هر دو ایدئولوژی شکل گرفته در آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی» بود.

کامو در مقدمه‌ای بر این رمان می‌نویسد: دیرگاهی است که من رمان «بیگانه» را در یک جمله که گمان نمی‌کنم زیاد خلاف عرف باشد، خلاصه کرده‌ام: «در جامعهٔ ما هر کس که در تدفین مادر نگرید، خطر اعدام تهدیدش می‌کند.» منظور این است که فقط بگویم قهرمان داستان از آن رو محکوم به اعدام شد که در بازی معهود مشارکت نداشت. در این معنی از جامعه خود بیگانه است و از متن برکنار؛ در پیرامون زندگی شخصی، تنها و در جستجوی لذت‌های تن سرگردان. از این رو خوانندگان او را خودباخته‌ای یافته‌اند دستخوش امواج.

شخصیت ها

مورسو: مردی فرانسوی-الجزایری که با تلگرافی از مرگ مادرش خبردار می‌شود. بی‌تفاوتی مورسو نسبت به این خبر نشان از جدایی عاطفی او از محیط اطرافش دارد. چندین مورد در متن داستان وجود دارد که لحظاتی تأثیرگذار اثر عاطفی چندانی روی مورسو ندارند. جنبه دیگر شخصیت مورسو راست‌گویی اوست. به خاطر بی‌تفاوتی اش جامعه او را بیگانه تلقی می‌کند

ریموند سینتی: همسایه مورسوست که معشوقه‌اش را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد و این مسئله منجر به رویارویی با اعراب می‌شود.

ماری کاردونا: تایپ نویسی است در محل کار مورسو. یک روز پس از درگذشت مادر مورسو با او در ساحلی ملاقات می‌کند و این آغاز رابطه آنهاست. از مورسو می‌پرسد که آیا عاشقش است یا نه که مورسو بی‌اعتنا می‌گوید که فکر نمی‌کند اینطور باشد. با وجود این مورسو موافقت می‌کند که با او ازدواج کند اما به خاطر قتل مرد عرب دستگیر می‌شود. مانند مورسو، ماری از تماس فیزیکی رابطه‌شان از طریق سکس لذت می‌برد. او تجلی زندگی خوش و خرمی است که مورسو در پی‌اش است و تنها دلیل تأسف او بابت دستگیر شدن.

مسون: صاحب خانه ساحلی است که ریموند، مورسو و ماری را به آنجا می‌برد. آدم بیخیالی است که دوست دارد زندگی کند و شاد باشد. او دلش می‌خواهد بی‌قید و بند زندگی کند.

سالامانو: پیرمردی است که مرتب سگش را می‌زند و او را برای راه رفتن بیرون می‌برد. دست آخر سگش را از دست می‌دهد و از مورسو کمک می‌خواهد.

 

 

دانلود کتاب بیگانه آلبر کامو

لینک دانلود